|
تو بهترین گل، میان شهر گلهایی
روز مادر مبارك
می توان روی قلب ها نقاشی کردو روی هر قلبی حتی سنگ ترین آنها آرام و گرم نوشت :
دوستت دارم...! می توان کینه ها را کنار گذاشت وزمزمه کرد: زیاران کینه هرگز در دل یاران نمی ماند به روی آب جای قطره باران نمی ماند...
شاگردی از استادش پرسید: عشق چیست؟ استادش گفت: به گندم زار برو وپرترین خوشه را بچین و بیاورولی بدان که راه برگشتی نیست. شاگرد رفت و پس از مدت طولانی برگشت. استاد پرسید چه آوردی؟ شاگرد گفت: هیچ. به امید شاخه های پرتر پیش رفتم اما به انتها رسیدم. استاد گفت : عشق یعنی همین. شاگرد گفت : پس ازدواج چیست؟ استاد گفت : به جنگل برو وبلندترین درخت را بیاور اما باز بدان که راه برگشتی نیست. شاگرد رفت و زود برگشت و همراهش درخت بلندی بودو گفت: به جنگل رفتم و به اولین درخت بلندی که رسیدم آن را کندم و آوردم ترسیدم باز هم دست خالی برگردم. استاد گفت :ازدواج یعنی همین.
هر شب به امید آمدنت ستاره ها را می شمارم
می آیی می دانم که می آیی اما صد افسوس که قدم در رویاهای من نمی گذاری!
من اسیرغم چشمان کبوتر بودم
بام چشمان تو پروازم بود و نمی دانستم گاهی بام هم دام شود دل که بیچاره پرواز بود یادگاری شد و در بام افتاد
*چقدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید و به جاش یه زخم همیشگی به قلبت هدیه داد زل بزنی و به جای اینکه لبریز کینه و نفرت شی حس کنی که هنوزم دوستش داری!
*چقدر سخته دلت بخواد سرت باز به دیواری تکیه بدی که یکبار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده! *چقدر سخته تو خیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچ چیزی جز سلام نتونی بگی! *چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هات رو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری! *چقدر سخته گل آرزوهات تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و آروم زیر لب بگی: گل من باغچه نو مبارک !
کاش در دهکده عشق فراوانی بود
توی بازار صداقت کمی ارزانی بود کاش اگر گاه کمی لطف به هم می کردیم مختصر بود ولی ساده وپنهانی بود کاش دریا کمی از درد خودش کم می کردم قرض می داد به ما هرچه پریشانی بود مثل حافظ که پراز معجزه و الهام است کاش رنگ شب ما هم کمی عرفانی بود چقدر شعر نوشتیم برای باران غافل از آن دل دیوانه که بارانی بود کاش سهراب نمی رفت به این زودی ها دل پر از صحبت این شاعر کاشانی بود کاش دل ها پر افسانه نیما می شد و به یادش همه شب ماه چراغانی بود کاش چشمان پر از پرسش مردم کمتر غرق این زندگی سنگی و سیمانی بود کاش دنیای دل ما شبی از این شبها غرق هرچیز که می خواهی و می دانی بود . دل اگر رفت شبی کاش دعایی بکنیم راز این شعر همین مصرع پایانی بود
چه بگویم به تو ای رفته زدست
بودم از مستی چشمان تو مست این من سنگ پرست مرگ بر آنکه دلش را به دل سنگ تو بست
ازکسي که دوستش داري ساده دست نکش شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشي از کسي هم که دوستت داره بي تفاوت عبورنکن چون شايد هيچ وقت هيچ کس تورو مثل اون دوست نداشته باشه
* دوستت دارم ٬ نه بخاطر شخصيت تو٬ بلكه بخاطر شخصيتي
كه من در هنگام با تو بودن پيدا مي كنم . * هيچكس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد
باعث اشك ريختن تو نمي شود. * اگر كسي تو را آنطور كه مي خواهي دوست ندارد به اين معني
نيست كه تو را با تمام وجودش دوستت ندارد. * دوست واقعي كسي است كه دستهاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس كند. * بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد. * هرگز لبخند را ترك نكن حتي وقتي ناراحتي چون هر كس امكان دارد عاشق لبخند تو شود * تو ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي اما براي بعضي افراد تمام دنيا هستي . * هرگز وقتت را با كسي كه حاضر نيست وقتش را باتو بگذراند نگذران. *شايد خدا خواسته كه ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب ٬ به اين ترتيب وقتي او را يافتي بهتر مي تواني شكر گزار باشي.
*به چيزي كه گذشت غم نخور به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن. * هميشه افرادي هستند كه تو را مي آزارند با اين حال همواره به ديگران اعتماد كن و فقط مواظب باش كه به كسي كه تو را آزرده دوباره اعتماد نكني .
* خود را به فرد بهتري تبديل كن و مطمئن باش كه خود را مي شناسي قبل از آنكه شخص ديگري را بشناسي و انتظار داشته باشي او تو را بشناسد . *زياده از حد خود را تحت فشار نگذار بهترين چيزها در زماني اتفاق
مي افتد كه انتظارش را نداري «بخاطر داشته باش هر آنچه اتفاق مي افتد بنا به دليلي است»
|
|